"طنزنده" چیزی است شبیه رقصنده مخصوصا اگر با گرگ باشد.یا شاید چیزی باشد در همان مایه های سلسله بندنده ی مولانا که هنوز هم نفهمیدم این کلمه ابداع حضرت ایشان است یا در گذشته استعمال می شد.عرض می کردم که طنزنده واژه ای است نو مثل جنگنده از نوع اف 14.صفت فاعلی است از مصدر طنزیدن.طنزیدن را دیگر از کجا آورده ام؟! خب طنزیدن هم فعلی است مدرن مثل چتیدن(چت کردن) هنگیدن (هنگ کردن کامپیوتر) یا حتی زنگیدن (برقراری تماس تلفنی).البته این افعال ناگزیر برای کوتاهی سخن در عصر ارتباطات خلق شده است لکن طنزیدن نو است یعنی به قدری طنز تا مغز استخوان من نفوذ کرده است که خود وجودی شده است که فعلی می طلبدمث کلمات نو و افعال جدید دیگر با این تفاوت که ریشه کهنی مثل خندیدن دارد.خندیدن هم خود داستانی دارد.خندیدن سواد نمی خواهد.در نظرم خندیدن ریش سفید است و طنزیدن نوه ی تحصیلکرده اش!

اما همه ی خنده ها از شادی نیست کما اینکه اصلا همه گریه ها هم از غم نیست.پس شاید حق گفته اند که:آنکه می گرید یک درد دارد و آنکه می خندد هزار و یک درد!

اما از همه ی اینها که بگذریم "طنزنده" در ادبیات من چیزی است شبیه رزمنده!

پس به قول زنده یاد کیومرث صابری:

یک زبان دارم دو تا دندان لق

می زنم تا می توانم حرف حق
منبع : طنزندهطنزنده
برچسب ها : طنزیدن ,طنزنده ,خندیدن ,چیزی ,دارد خندیدن دانلود زيرنويس فارسي